الشيخ السبحاني

مقدمه 7

هستى شناسى در مكتب صدر المتألهين ( فارسى )

در عين انكار فلسفه اسلامى ، براى خود فلسفهء خاصّى دارند كه هرگز مسائل آن از محور مادّه و طبيعت ، گام فراتر نمىنهد . 2 . گروهى از پيروان آيين‌هاى آسمانى كه معتقدند : مسائل فلسفى گاهى رودرروى باورهاى دينى قرار مىگيرد . در صورتى كه فلسفهء واقعى ، حتّى به اندازه سر مويى از وحى الهى جدا نمىشود . آنچه كه در اين جا لازم به تذكر است اين‌كه : پيروى از يك مكتب خاصّ كه عصارهء افكار يك فرد غير معصوم است ، شايستهء تفكر فلسفى نيست . هرگز نمىتوان زمام عقل و خرد و يا ايمان و باور را به دست فرد غير معصوم داد ، و افراد معصوم ، گروه معيّنى هستند كه كتاب و سنّت آنها را معرّفى كرده است ، ولى اين به آن معنا نيست كه از انديشه‌هاى افراد غير معصوم بهره‌مند نباشيم و همه را ناديده بگيريم . از آن‌جا كه صدر المتألهين ( 979 - 1050 ه ) سرآمد فلاسفهء اسلام در قرن يازدهم بوده ، و اصولى را در فلسفه پىريزى كرده كه به حق آنها را بايد از افكار بسيار بلند آن مرد دانست ، از اين جهت ما دو قاعدهء فلسفى كه اساس معارف ايشان را تشكيل مىدهد ، به بحث و بررسى گذاشته‌ايم و به توضيح آن دو مسأله پرداخته‌ايم : 1 . اصالت وجود و اعتبارى بودن ماهيّت . 2 . تشكيك در وجود و امتناع آن در ماهيّت .